قونیه شهر شاعر شیفته 1395/07/08

جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی(زاده 6ربیع الاول604، در گذشته 5جمادی الثانی672 هجری قمری) از مشهورترین شاعران ایرانی تبار و پارسی گوی بوده است. آوازه این مرد صاحب عرفان و طریقت مرز و جغرافیا نمی شناسد، همان طور که آرامگاه وی خارج از مرزهای سرزمین ما است، اما نه چندان دور که عزم سفربه آنجا را از سر بیرون کنیم. به قونیه می رویم و آرامگاه مرد طریقت عرفان، مولانا.

بعد چهل روز سوی خانه شدند

همه مشغول این فسانه شدند

روز و شب بود گفتشان همه این

که شد آن گنج زیر خاک دفین         «مولانا»

مهم ترین جذابیت توریستی شهر قونیه، آرامگاه مولوی است. ساخت مقبره مولوی بلافاصله پس از مرگ او در سال672، توسط تبریزلی بدرالدین معمار، با کمک های مالی همسر سلیمان پروانه، امیر سلجوق و پسر مولوی آغاز شد و در سال673 (1274میلادی)به پایان رسید. تصور کارشناسان امروزی بر این است که این بنا در ابتدا با شکلی استوانه ای و گنبدی مخروطی، برچهار ستون تکیه داشته است.

در سال1396 میلادی و بار دیگر در زمان حکومت با یزید دوم، سلطان عثمانی، این بنا تعمیر و بازسازی و دیوارهای درونی آن به طرح و نقاشی مزّین شد. کل بنا از جمله برج مخروطی شکل آن که از کاشی های سبز و فیروزه ایی پوشیده شده، از قدیم به گنبد سبز معروف بوده است. به طور کلی می توان گفت که گنبد سبز مقبره 16وجهی است که مخروطی بالای آن قرار دارد. این گنبد در سال 1397 آن قرار دارد. این گنبد در سال 1397 میلادی توسط کارابان اوغلو ساخته شده و بر دیواره گنبد«بسم الله» و «آیه الکرسی» به رنگ آبی تیره نقش بسته و بر فراز آن یک ستاره و ماه طلایی نصب شده است.

حیاط آرامگاه: هر سال در تاریخ 17دسامبر(27آذر) مطابق با تاریخ مرگ مولوی در سال 672 هجری(1273 میلادی) مراسمی در مدفن او برگزار می شود که ده ها هزار گردشگر را به خود جلب می کند. در سمت راست حیاط مقبره حوضی قرار دارد که نماد شب یگانگی به شمار می رود و سالانه درویشان پیرامون آن به رقص سماع می پردازند. در این آرامگاه پله ای با روکش نقره وجود دارد که پیرامون مولوی پیشانی بر آن می سایند و بر آن بوسه می زنند. جایگاه این پله فقط در ایام مراسم ماه دسامبر به روی زائران باز است. علاوه بر اینها در این حیاط شما با سنگ قبر بسیاری از دراویش مواجه می شوید که خواندن متن سنگ قبرشان می تواند مدت زیادی شما را مبهوت خود کند.

مقبره مولانا: بر در و دیوارها هنوز مثنوی هایی به خط فارسی نقش بسته و نسخه هایی اصیل از کلام الله مجید و حافظ شیرازی. لباس های مولانا هنوز اینجاست؛ لباس هایی که تار و پودشان رفته است و آن گلیم پاره و آن سجاده نخ نما و بالاپوش و کلاه و خنجر شمس و رباب و تار و تنبور و هم نوازان!

در سالن اصلی این موزه قبر مولوی از جنس مرمر آبی را می توان دید که با یک پارچه مخملین و طلادوزی شده بزرگ که روی آن آیات قرآن نوشته شده و سلطان عبدالحمید دوم در سال 1894 میلادی به این حرم اهدا کرده، پوشانده شده است. در کنار قبر مولوی قبر پدرش، بهاءالدین ولد، به صورت ایستاده قراردارد. قبر پسر مولوی، سلطان ولد و دیگر شیوخ صوفی نیز دور تا دور حرم قرار گرفته است. روی قبر مولوی و پدرش و چند تن دیگر از شیوخ عمامه هایی بسیار بزرگ قرار دارد که نماز اقتدار و نفوذ معنوی آنان است. این بنا به زمان سلجوقیان باز می گردد و مسجد و دیگر سالن های آن در زمان سلاطین عثمانی افزوده شده است. نکته سلاطین عثمانی افزوده شده است. نکته مهم در این قسمت آن است که بر روی هر قبر دستاری وجود دارد که هرچه بزرگ تر باشد، به معنای آن است که آن فرد مقام و منزلت بلندتری داشته است. البته قبرهایی که کلاهی روی آن قرار ندارد، نشان از آن است که فردی که در آن قبر دفن شده، زن بوده است. حواستان باشد بزرگترین قبری که در این مکان می بینید، قبر مولانا نیست، بلکه قبر بهاءالولد پدر مولانا می باشد. شاخصه ویژه قبر مولانا این است که دستار روی قبر، به رنگ سبز است و البته بر روی تابلویی بزرگ در کنار آن نوشته شده: یا حضرت مولانا.

قونیه علاوه برتاریخی که در دل خویش نهفته دارد، از طبیعت هم به دلیل موقعیت جغرافیایی اش چیزی کم ندارد؛ وجود چشمه های آب گرم در اطراف قونیه، باغ های میوه و کوهستان های اطراف آن تنها بخشی از طبیعت زیبای این شهر است. به لحاظ آثار باستانی، حدود 4500 اثر تاریخی ثبت شده در قونیه وجود دارد که بیشترین آن متعلق به زمان مولانا و حاکمیت سلجوقیان است.

سوغات و خوراک: در انتهای خیابانی که به مقبره مولانا می رسد، مغازه هایی با انواع خوراکی ها و شیرینی های مخصوص شبیه آب نبات سفید رنگ یا انواع پارچه های منقوش جهت سجاده و جانماز و همچنین انواع قاب عکس جلب توجه می کند. در عین حال، فرش ها و قالیچه های ترکی و صنایع دستی و انواع بافته های ترک می تواند سوغات ارزشمند قونیه باشد. از مهم ترین غذاهای این شهر هم علاوه بر کباب ترکی، می توان به سوپ رشته، کباب تنور، پیده گوشتی، ساج آرایی، حلوا و هش مریم، اشاره کرد.

قونیه شهر مولاناست؛ شهر خاندان مولانا و پدر مولانا، بهاءولد؛ پدر و پسری که به همراه سایر خاندانشان در این دیار به خواب ابدی فرو رفته اند و کنار یکدیگر آرام گرفته اند، بنابراین بالاترین راز قونیه گردی، مزار خداوندگار عشق، مولاناست، اما به سبب موقعیت خاص و تاریخی قونیه، سایر اماکنی که در این شهر مورد توجه قرار دارد، به شرح زیر است:

تپه علاءالدین در قسمت مرکزی شهر قونیه قرار گرفته و در بالای آن پارک زیبایی بنا شده که چشم انداز زیبایی دارد. خیابانی که روبه روی تپه واقع شده، به مقبره مولانا ختم می شود.در دو طرف همین خیابان مراکز متعددی برای خرید وجود دارد.

مردم عادی قونیه به زبان ترکی صحبت می کنند و انگلیسی نمی دانند، ولی در مراکز توریستی، هتل هاو باجه های پلیس، می توان با زبان انگلیسی ارتباط برقرار کرد. قونیه شهری است که مردمان آن به دیدن گردشگر خارجی عادت دارند و با گردشگران خارجی بسیار مأنوس هستند. اگر از عابری نشانی محل خاصی را بپرسید، حتی اگر زبان انگلیسی نداند، با ایما و اشاره شما را به بهترین نحو راهنمایی می کند.

تربت و مسجد منتسب به شمس: براساس اسناد تاریخی موجود، هیچ سندی دال بر دفن شمس تبریزی در قونیه موجود نیست، اما با این حال دولت ترکیه مسجدی را که منتسب به وی است، به عنوان مقبره شمس اعلام کرده است. کسانی که معتقدند شمس در این مسجد دفن شده، بر این باورند که حسودان شمس را کشته اند و در چاهی که در این مسجد است، انداخته اند. معتبر ترین سند در ارتباط با مقبره شمس مربوط به شهرستان خوی ایران است. در واقع مسجد کوچکی است که به یادبود شمس تبریزی و پساز ناپدید شدن نهایی وی ساخته شد. فضای داخلی تربت شمس نسبتاً کوچک است و دیوار و سقف گنبدی آن با آیات قرآن و نقوش زیبا تزیین شده است. بعضی از اشعار فارسینیز در گوشه و کنار آن دیده می شود.

مسجد علاءالدین کیقباد: به این مسجد که در نزدیکی تپه علاءالدین قرار دارد، مسجد چهار پادشاه نیز می گویند و منبر چوبی و منبت کاری شده اش بسیار زیباست و از آثار هنری دوره سلجوقیان محسوب می شود. مسجد علاءالدین کیقباددر واقع محل وعظ و خطابه پدر مولانا و بعد از آن، خود مولانا بوده است. این مسجد که در سال 1221 به دستور سلطان سلجوق رومی ساخته شده و بزرگ ترین و قدیمی ترین مسجد قونیه بوده، از نظر اعتبار مذهبی بعد از مقبرهمولانا قرار دارد. از ویژگی های مسجد علاءالدین می توان به نمای متفاوت و تغییر یافته آن در طول زمان اشاره کرد که در داخل ستون هایی متفاوت متعلق به دوران های مختلف به راحتی قابل مشاهده است.

باغ های مرام: باغ های مرام، منطقه ییلاقی حاشیه قونیه است که به عنوان محل زندگی تابستانی مولانا و مریدانش مورد استفاده قرار می گرفته و بخش مهمی از اشعار مثنوی در این مکان سروده شده است. همچنین مجالس سماع نیز در این مکان برگزار می شده و علاوه بر اینها موزه آثار چینی، موزه اینچه مناره، مسجد عزیزیه، مسجد سلطان سلیم، کاخ سلجوقی(کاخ علاءالدین)، موزه باستان شناسی، موزه آتاتورک، موزه آنتوگرافی، موزه قویون اوغلی، کتابخانه یوسف آقا، مقبره طاووس بابا، مقبره آتش باز ولی و... مکان های دیدنی کوچه باغ های عاشقانه قونیه هستند که رازها در دل دارند و با تو سخن می گویند. بیشترین این آثار متعلق به همان زمان مولانا و کیقباد، پادشاه سلجوقی هم عصر مولاناست که بنا به دعوت او و بسیاری دیگر از فرهیختگان پارسی به قونیه هجرت کردند.

     


آوای گردشگران یاس